خانه » سایر » چرا ما راحت تحریم می‌شویم؟

چرا ما راحت تحریم می‌شویم؟

چرا ایران به راحتی مورد هدف قرار می‌گیرد؟ چرا هر نسبتی دادن به ایران تقریباً مجانی است؟ چرا پیوسته ما را متهم می‌کنند؟ چرا بیشتر وقت سخنگوی وزارت خارجه صرف رد اتهام است تا تبیین سیاست خارجی کشور؟ چرا از جیبوتی گرفته تا همسایگان بزرگ و قدرت‌های جهانی ما را نفی می‌کنند؟ چرا تقریباً همه اعضای سازمان کنفرانس اسلامی علیه ایران رأی دادند؟

 

از منظر علم روابط بین الملل، پاسخ به این پرسش‌ها بسیار ساده و روشن هستند. اما قبل از طرح پاسخ به این نکته توجه فرمایید: با سرمایه‌گذاری و همکاری بین‌المللی که عربستان طی ۴۰ سال گذشته انجام داده به مهم‌ترین بازیگر انرژی چه در قالب اوپک و غیر اوپک تبدیل شده‌است. ۱۰ میلیون کارگر خارجی با درآمدی حدود ۱۸ میلیارد دلار در این کشور کار می‌کنند. حدود ۴۴۰۰۰ نفر متخصص عرب و غیر عرب در بهداشت، صنعت، آموزش و غیره از دولت عربستان حقوق معادل پنج میلیارد دلار دریافت می‌کنند. اروپا در تحریم روسیه بعد از الحاق کریمه، بسیار ملایم تر از آمریکا رفتار کرد. چون اتحادیه اروپا، حدود نیم تریلیون دلار با روسیه تجارت می‌کند. تجارت آمریکا با روسیه حدود ۴۰ میلیارد دلار است که در مقیاس جهانی بسیار ناچیز است و بنابراین، تحریم روسیه بسیار آسان و کم‌هزینه بود. آمریکا با چین بسیار محتاطانه عمل می‌کند چون نیم تریلیون دلار با آن کشور تبادل دارد. چینی‌ها بقدری آرام و پیچیده عمل می‌کنند که غربی‌ها به طور دقیق از قدرت مالی و نظامی آن‌ها، اطلاعات دقیقی ندارند و بیشتر حدس می‌زنند. در نهایت آمریکا در قبال مکزیک کوتاه خواهد آمد چون بدون نیروی کار مکزیک، بخش کشاورزی و خدمات در آمریکا دچار اختلال جدی می‌شود. اروپایی‌ها به شدت یکدیگر را رعایت می‌کنند چون ۷۰ درصد تجارت آن‌ها در میان اعضای اتحادیه اروپاست. همه به آلمان احترام می‌گذارند چون مازاد تجاری آن در سال ۲۰۱۶، رتبه اول جهانی را آورد: ۲۸۵ میلیارد دلار. نیم میلیون مهندس چینی فقط در آفریقا، مشغول تولید و ساخت عمرانی هستند. یک شرکت مسافری هوایی رتبه سوم هندی، اخیراً ۲۰۵ هواپیمای ایرباس سفارش داد. سالانه حدود ۱۷۰ میلیون نفر خارجی از ۵۳۵ راه ورودی، به آمریکا سفر می‌کنند. ۹۰۰ نفر افسر مسلمان در اداره پلیس شهر نیویورک کار می‌کنند. پنج میلیون انگلیسی در اسپانیا ویلا دارند. در سال حدود ۱۳ میلیون نفر خارجی از دوبی بازدید می‌کنند. شش میلیون هندی در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس کار می‌کنند. و هزاران آمار دیگر در تبادلات و ارتباطات متقابل میان کشورها.

 

مقایسه کنید این واقعیات جهانی را با هیجان و خندۀ افراد اجرایی در راهروی هواپیمای ایرباس       که به ایران تحویل داده شده بود. حقیقت این است که ایران یک کشور صرفاً وارد کننده‌است. استقبال اروپایی‌ها از برجام به خاطر فروش کالا و خدمات است. آمریکا به ایران نیازی ندارد اما به عربستان، ترکیه و مصر نیاز دارد. بخش اعظم احترامی که یک کشور به کشوری دیگر می‌گذارد به خاطر نیاز است و نه اخلاق. روابط بین الملل در سه واژه خلاصه می شود (به ترتیب): نیاز،ترس و بنابراین احترام.

 

چرا هر حرفی و اتهامی به ایران روا داشتن بدون هزینه است؟ افرادی هستند حتی نمی‌توانند بگویند که ایران کجای کرۀ زمین است اما هرچه می‌خواهند نسبت می‌دهند. چرا؟ چون بود و نبود ایران برای آن‌ها اهمیت ندارد. کدام کشور و صنعت و شرکت به ما نیازمند است؟ کدام کشور از ما می‌ترسد؟ اصل اجتناب‌ ناپذیری (Indispensability) به این معناست. هندی‌ها برای آنکه توازنی در روابط با همسایه چینی خود ایجاد کنند، تبادلات وسیع و عمیق عمرانی و خدماتی با ژاپن برقرار کرده‌اند. عربستان ۲۰ میلیارد دلار در روسیه سرمایه‌گذاری کرده تا سیاست‌های مسکو را تعدیل کند. وقتی کشوری بخصوص همسایگان را به خود وابسته کند به طور طبیعی مانع از رفتار و گفتار خصمانه آن‌ها می‌شود. نفت و گاز و محصولات پتروشیمی ما به وفور در بازارهای بین‌المللی قابل یافت است. محصولات کشاورزی ایران، رقبای خارجی نیز دارد ضمن اینکه فرش هندی، ترکیه‌ای و چینی، خریداران متوسط را راضی کرده‌است.

 

بنابراین، استراتژی ما برای آنکه حداقل تعدادی از کشورها را به خود نیازمند نماییم چیست؟ دستگاه دیپلماسی به معنای علمی و کاربردی مفهوم، استراتژی سیاست خارجی نداشته است زیرا سیاست خارجی = ملاقات، جلسه و سفر. سیاست خارجی = اعلام مواضع، رد اتهام و دفاع از خود. سیاست خارجی = موعظه و دعوت به مراعات کردن و انسان خوب بودن. کدام اندیشه‌های اقتصادی، فنی و سیاسی، ارتباطات خارجی کشور را تئوریزه کرده است؟

 

آیا می‌توان بدون استراتژی منطقه‌ای و بین‌المللی، کشور را مدیریت کرد؟ آیا مدیریت داخلی بدون استراتژی بین‌المللی مقدور است؟ در این نظام بین‌الملل، هیچ کشور به کشوری دیگر، مجانی احترام نمی‌گذارد. توجه داشته باشید انگلستان علی رغم مخالفت آمریکا، روابط عمیق بانکی و مالی با چین را به توافق و امضا رساند. امید روسیه اینست که با تبدیل شدن به مهم‌ترین بازیگر در سرنوشت سوریه، آمریکا را در رابطه با کریمه، اوکراین، شرق اروپا، موشک‌های مستقر آمریکا در شمال شرقی اروپا و تحریم‌های اقتصادی مجبور به مصالحه کند. روابط بین‌المللی حالت تارعنکبوتی دارند. سیاست خارجی و استراتژی ملی نمی‌تواند براساس توصیه‌های حقوقی، ما به ازای مثبت تولید کند. ما هم دیگران را از خود بی‌نیاز کرده‌ایم و هم بعضاً در مدارهای حساسیت آنان وارد می‌شویم. نتیجه بسیار روشن است. ایران باید قدرت منطقه‌ای شود. ایرانی‌ها باید ظرفیت‌ها و استعداد‌های خود را بروز دهند. ایران باید در مدار‌های قدرت، ثروت، صنعت و فرهنگ منطقه‌ای و جهانی حضور داشته باشد. ما کمتر از هند و کره‌جنوبی نیستیم. اما تحقق این آرمان‌ها محتاج یک استراتژی است: قدرت، مصونیت و شوکت کشور در ایجاد روابط متقابل و در سایه نیازمند کردن دیگران به خود تضمین خواهد شد.

بیش از ۴۳ واکنش

  1. علی گفت:

    سلام وخسته نباشید عرض میکنم خدمت استاد فهیم وفرهیخته ، از سخنانتان چنین بر می آید که در وطن پرستی تا ن شکی نیست ای کاش شما بجای یکی از گردانندگاه اصلی سیاست ای کشور بودید تا این کشور را از گردابی که در  آن است نجات می دادید…

  2. ابرهیم بهمنیاری کارشناس ارشد تاریخ عمومی جهان از دانشگاه شهید بهشتی تهران گفت:

    درود

    یرواند آبراهامیان در کتاب ایران مدرن  در صفحه ۲۲۸٫ ۲۲۹ می نویسد: شاه در سال ۱۳۵۴ دارای بزرگ ترین نیروی دریایی خلیج فارس، بزرگترین نیروی هوایی در غرب آسیا و پنجمین ارتش بزرگ جهان بود.  در زراد خانه های نظامی کشور نیز بیش از ۱۰۰۰ دستگاه  تانگ پیشرفته ، ۴۰۰هلی کوپتر، ۲۸ دستگاه هاورکرافت ، صد دستگاه توپ دور برد ، ۲۵۰۰ دستگاه موشک هاوریک ، ۱۷۳فروند جنگده f4، و ۱۴۱فروند f5،  و ده فروند هواپیما ترابری بوئنیگ ۷۰۷ وجود داشته. بر اساس برآورد گزارش کنگره امریکاه خرید نظامی ایران« در جهان بزرگترین » خرید بود .

    یروان در همان صفحه سفارش شاه را این چنین بیان می کنند : در سال ۱۳۵۶

    ۱۶۰فروند هواپیمایی F16

    ۸۰فروند F19

    ۲۰۹دستگاه F4

    سه فروند ناوشکن

    ده فرند زیر دریایی هسته

    احداث ۲۰ راکتور اتمی تا سال ۱۳۷۳

    که ایران را به بزرگترین تولید کنند انرژی هسته ای  در کل منطقه  اقیانوس هند تبدیل خواهد شد .

    با توجه به سند موجود به نظر در ادوار تاریخ گذشته ایران از سیاستمداران و با تجربه استفاده نمود  و این چنیین امتیاز می گرفته ؟ حال سوال پرفسور سریع القلم خیلی زیباست چرا ما را به راحتی تحریم می کنند ؟ به نظر مشکل از سیستم حاکم فعلی ما می باشد چون از علم سیاست نمی خواهد استفاده بکند و در توهم خود را رهبر جهان می دانند در صورتی که هنوز نمی توانند در نظام اقتصادی بین المللی کالای در به بازار رقابتی دنیا …

    این سیستم فرهنگ و تمدن خودش را فراموش کرده و یدک کش فرهنگ عرب شده ،  به نظر با نگاه دقیق به تاریخ اقتصادی خویش و جهان ایران این توان را دارد  که در  بازار جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد و عزیران همسایه و جهان افتخار ارتباط با ایران را داشته باشند. حقیقت را باید قبول کرد این اولین کام برای رسیدن به تلاش در بازار جهانی خواهد بود .                 

     

        ابراهیم بهمنیاری               

  3. سلیم یزدی گفت:

    عالی بود 

      اگر زمانی  سیاست ما بخواهد  دیگر کشورها را به خود وابسته کند  با کدام مزیت منحصر به فرد میتواند ؟؟؟ 

     در گذشته ما مزیت هایی داشتییم که بیشتر آنها را از دست دادیم  

     نفت ما جایگاهش را به عربستان،  روسیه ، عراق و دیگر کشور ها واگذار کرده 

       اوج کشاورزی ما در پسته و زعفران بود که امروز افقانستان و ترکیه، و چند ایالت امریکا  و بخش هایی از مغولستان در حال  گرفتن نقش ما هستند 

     توریست و صنعت توریست هم با تفکرات  امروز ما  تنها یک وهم خواهد بود  چون آنقدر زیر ساخت و تبلیغات ندارییم  که هیچ ….

     صنایع  خودرو سازی ما هم که تنها مونتاژ کار تقاضای  داخلی  هم نیستند 

    امروز ما بایید در تفکر یک مزیت منحصر به فرد درباره  کشور  باشیم و در راستای آن عمل کنییم 

      تا بتوانییم آرام آرام در جایگاهی حضور داشته باشییم  که قابل طرد نباشد 

     ولی آن مزیت ها کدامند ؟؟   حمل و نقل ؟ صنعت ؟تجارت ؟ سرمایه گذاری ؟؟ و…. 

     ما باید صاحب  دام مزیت باشییم ؟؟ 

     

     

     

  4. ابوذر مهدلو گفت:

    سلام دکتر

    سوال بنده این است با این نگاه شما چرا دولتی که شما مشاور آن هستید موفقیت خود را در احیاء صنایع ور شکسته اروپا و واردات حداکثری می داند چرا روحانی کوچکترین اقدامی برای افزایش ضریب نفوذ اقتصادی و سیاسی ایران در صحنه بین الملل انجام نداده است؟

  5. رضا گفت:

    سلام خسته نباشید 

    وقتی که اینهمه اختلاس دزدی پارتی بازی بیکاری.. انتظار دارید اقتصاد ایران حل بشه هههه اینهمه فقر اینهمه گرونی چطور میشه ایران پیشرفت بکنه.. ه

  6. رضا حقیقت جو گفت:

    سوال :آیا باتوجه به مطالب دکتر ،امروز اگر ایران بخواهد وارد تعامل بشود طرفهای مقابل قدرتمند در دنیا همان معامله و برخوردی را دارند با ایران که با هند و کشورهای عربی دارند و یا بازهم به اقرار تاریخ بازم مورد هجوم من جمیع جهات قرار میگیریم 

  7. رضا حقیقت جو گفت:

    باتوجه به تاریخ کهن ایران اعم از همه ذخیره های علمی و ارضی روشنگر اینست که دنیای امروز و مدیریت اقتصادی،سیاسی،فرهنگی و علمی که به دست چند دولت مشخص و معین میباشد ثابت شده است که آنچه را دیگران میگویند و میکنند مردمان سرزمین ما داشت وبوسیله غارتگری و چپاول گری از دست دادیم حال نگاه امروز سیاستمداران ما به غرب فقیرانه میباشد که به گمان من اشتباه است البته که در زمینه عملی نمودن بسی غرب جلوتر و آنکس که با آنها تعاملی مطلق داشته باشد ضرر نکرده که شاهد مدعا کشورهای حوزه خلیج فارس است.برای بهبود اوضاع اقتصادی امروز کشور باید حدود اشخاص با جایگاه حقیقی و حقوقی آنان مشخص شود وبه تعبیر درست تر عدل اقتصادی ،فرهنگی ،سیاسی ایجاد شود…بدرود یاعلی

  8. حمیدرضا گفت:

    تحلیل خوبی است.وقتی واقعیت امروز دنیا روابط است.وبا این پدیده بسیاری از هزینه پایین میآید وترس وتهدید کاهش میابد،چرا که نه؟

    کشور ما پس ازجنگ دروره ای روابط بهتری با دنیا داشت،لذا هم به باسازی کشورپرداخت وهم نیازبه هزینه کردن بخش زیادی ازبودجه کشوردر زمینه های نظامی وتسلیحاتی نبود.امروز ما برای ستیز بارقبای منطقه ای ومقابله با تهدیدات قدرتمندان جهانی هزینه های بسیاری درخارج وداخل کشور پرداخت میکنیم واز نظر اقتصادی با گذشت ۳۸ سال هنوز دست به دامان تکنولوژی دنیا هستیم.وباوجودتلاش بسیارعاقبت به تکنولوژی چنددهه قبل آنها میرسیم.یکی ازدلایل بزرگ آن پایین بودن بودجه های تحقیقاتی واطلاعاتی است.که گاهی نزدیک به چنددهم درصد درکل بودجه کشوررا به خود اختصاص میدهد.پس همواره خود را درمعرض تهدید قرار میدهیم وهرکشوری که سود وزیانی در ارتباطات با ما برای خود احساس نمیکند به اجماع جهانی علیه ما می پیوندد.

  9. محمد خاکسار گفت:

    با سلام بیسار عالی بود تئوریزه کردن سیاست خارجی بسیار در  کشور ما کمرنگ است باتشکر 

  10. محمدكاظم بني اسدي گفت:

    باسلام .مواردی که آقای سریع القلم اشاره کردند کمتراز سی درصد میتونه عامل تحریمها علیه ایران باشه عمده علت تحریمها اینه که ایران ادعای استقلال نه شرقی ونه غربی دارد واین استقلال را در زمینه سیاسی واقتصادی میداند.وقطعا این استقلال طلبی هزینه هایی دارد.که اگر با تفکر وآینده نگری به آن نگاه کنیم طلب استقلال ارزش هزینه کردن دارد.یعنی اگر میخواهیم استقلال بدست بیاوریم لازمه که هزینه بدیم. حالا شصت درصد مابقی علت اینکه چرا براحتی مارا تحریم میکنند.علتش را باید در تفرقه سیاسی در ایران جستجو کردوقتی تفرقه سیاسی در کشور وجود داشته باشه کشورهایی که مخالف با رشد سیاسی واقتصادی ما هستند از همین تفرقه سوء استفاده میکنند.وبرعلیه ما اقدامات سیاسی .اقتصادی وحتی نظامی میکنند؟ودر پایان باید عرض کنم که متاسفانه در ایران الان همه شده اند نظریه پرداز وکسانی که بصورت گمنام همچون دانشمندان مؤثر در رشد اقتصادی وکارمیکنند خیلی کم هستند.شهید تهرانی مقدم وشهیدکاظمی ها شبانه روز وقت خودشون را برای پیشرفت کشورشون گذاشتن چون نظرشون این بود که مردم ماخودشون مشکلات را میدانند واصلا باید گفت مشکلات را لمس واحساس میکنند پس نیازی به کسانی که برایشان مشکلات ونقاط ضعف را بشمارند ندارند .؟نیاز به کار وتلاش دارند؟جناب سری القلم باید خدمت شما عرض کنم که کشور نیاز به کار وتلاش و  وحدت رویه دارد که انهم فقط با اجرای دستورات رهبری به عنوان محور اصلی سیاستهای کشورامکان پذیر است. والسلام؟.

    • پیام حیاتی گفت:

      ایجاد روابط با سایر کشورها خصوصا کشورهای قدرتمند جهانی یک نیاز و اصل است همانند انسان که به روابط اجتماعی نیازمند است ، هیچ کشوری به طور مستقل نمی تواند تمام نیازهای خود را برطرف کند در کل هیچ ماده و عنصری جز خداوند کامل نیست ، اگر بخواهیم بگوئیم تنها خودمان که در نهایت می شویم کره شمالی!

       

  11. شاهین گفت:

    با سلام

    من اصلا در جریان انتشار این مقاله نبودم 

    برنامه رادیویی هست که من ۹ صبح از رادیو چوان گوش میکنم

    علتش اینه که  2 نفر مجری این برنامه تبحر خاصی در  ارایه واقعیتها بصورت وارونه دارند

    طی نیم ساعت  به راحتی با سفسطه به شنوندگان می قبولانند که ماست سیاه هست

     امروز در مورد مقاله شما صحبت میکردند و حسابی در حال شستشوی  مغزی  شنوندگان بودند  من با خودم فکر کردم چرا این شخص تا حالا دستگیر و اعدام نشده …؟؟ اوخر برنامه  هم کار بجایی رسید که با عصبانیت فریاد میزدند و به قول رواوی  …سر به بیابان گذاشته و جامه میدریدند

     این امر باعث شد سایتتون رو پیدا کنم و مقاله رو مطالعه کنم

    با همش موافق نبودم ولی به نکات خیلی خوبی اشاره فرمودید امیدوارم سایرین هم چه مذهبی  و چه آریایی  و ناسیانالیست بتونم نگاه واقع گرانه به این مسایل داشته باشن و کمتر خودشون رو گول بزنند که ایرانی فلان هست و بهمان و ایران قدرتمند ترین هست 

    با تشکر

     

  12. جلال گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    نکات بسیار ارزنده ای بود. در حقیقت، توصیف از دنیای امروزین، اگرچه تلخ، اما توصیفی واقعی است؛ دنیایی که زمان زیادی است که در آن دیگر اخلاق و حقوقهای انسانی و ارزشهای الاهی و انسانی، هیچ جایی در نظریه ها و موضعگیری ها ندارد و پایه های فلسفه سیاسی و اخلاقی و رفتارهای بین المللی و… بر سه اصل "ترس، نیاز، و در نتیجه، احترام" بنا شده اند که خود احترام هم در اینجا یک دورویی و رفتار دروغین است و اقتضای منافع است.

    خواهش حقیر از خوانندگان این است که از قضاوتهای شخصی و انگ چسباندن پرهیز نمایند و صرفا به مثابه یک نظر قابل ارزیابی به دیدگاه ها و از جمله، نوشته حقیر نگاه کنند و متن را تا آخر بخوانند و همیشه به برداشتهای خود ظنین باشند تا درسایه فهم درست و تبادل آرا بتوان تفکر درست داشت.

    نمیدانم و نباید هم قضاوت شخصی کرد که آیا استاد فقط در صدد بیان واقعیت دنیای امروز است، یا در صدد نقد دیپلماسی و پیشنهاد به مجموعه مسئولین کشور برای سوق یافتن به سمت چنین وضعیتی است. بخشی از نوشته استاد، راجع به این حقیقت تلخ، آن سه اصل روابط بین الملل در جهان امروز و واقعیت آن و نمونه رفتارهای مبتنی بر آن در روابط بین الملل و سیاست کشورها است؛ از جمله، در:

    "در این نظام بین‌الملل، هیچ کشور به کشوری دیگر، مجانی احترام نمی‌گذارد."

    "بخش اعظم احترامی که یک کشور به کشوری دیگر می‌گذارد به خاطر نیاز است و نه اخلاق. روابط بین الملل در سه واژه خلاصه می شود (به ترتیب): نیاز،ترس و بنابراین احترام."

    "روابط بین‌المللی حالت تارعنکبوتی دارند. سیاست خارجی و استراتژی ملی نمی‌تواند براساس توصیه‌های حقوقی، ما به ازای مثبت تولید کند."

     صرفِ اشاره به این واقعیت ضرورت خاص و فایده خاصی ندارد و مسلما استاد در پی توصیف صرف واقعیت امروز دنیا نبودند. در این صورت، و با توجه به بخش های دیگر از قبیل نقد دیپلماسی و پیشنهاد نقشه راه، به نظر می رسد استاد در صدد پیشنهاد همین نوع رویکرد در روابط بین الملل ما باشند. از جمله این بخش نقدی:

     "دستگاه دیپلماسی به معنای علمی و کاربردی مفهوم، استراتژی سیاست خارجی نداشته است زیرا سیاست خارجی = ملاقات، جلسه و سفر. سیاست خارجی = اعلام مواضع، رد اتهام و دفاع از خود. سیاست خارجی = موعظه و دعوت به مراعات کردن و انسان خوب بودن. کدام اندیشه‌های اقتصادی، فنی و سیاسی، ارتباطات خارجی کشور را تئوریزه کرده است؟"

    و این بخش پیشنهادی:

    "بنابراین، استراتژی ما برای آنکه حداقل تعدادی از کشورها را به خود نیازمند نماییم چیست؟"

    "ایران باید در مدار‌های قدرت، ثروت، صنعت و فرهنگ منطقه‌ای و جهانی حضور داشته باشد."

    "قدرت، مصونیت و شوکت کشور در ایجاد روابط متقابل و در سایه نیازمند کردن دیگران به خود تضمین خواهد شد."

    ما در پی نقد آن واقعیت دنیا و توصیف استاد از آن و دفاع از مجموعه دیپلماسی کشور نیستیم. اما به نظر می رسد، رویکرد اینچنینی برای نظریه سازی در حوزه روابط بین الملل چندان موجّه نباشد، بخصوص اگر قرار باشد که پیشنهاد استراتژی ای و ارائه نقشه راهی صورت گیرد که انتظار آن را داشته باشد تا به عنوان یک "اندیشه‌های اقتصادی، فنی و سیاسی، ارتباطات خارجی کشور" و "استراتژی بین‌المللی" تئوریزه گردد.

    اشکال اول این است که بیشتر اینگونه نظریات منطبق با فلسفه سیاسی لیبرالیستی و سکولار است مبتنی بر عاری بودن هر گونه نظریه و موضع از هرگونه داوری و رویکرد اخلاقی و ارزشی. یعنی دنیایی که آن سه واژه را به عنوان اصول تئوری و موضعگیری در روابط بین المللش می پذیرد، قبلا این رویکرد تخلیه ارزشی را پذیرفته است. هنوز انسانهایی هستند در دنیا که نفی اخلاق را موجب صدمه دیدن انسان و حقوق او می بینند حتی اگر یک نتیجه گرا باشند.

    دوم این که وقتی بخواهیم این سه اصل را به عنوان تئوری های سیاسی توصیف کنیم و به دستگاه دیپلماسی پیشنهاد کنیم، باید لوازم و پیامد های آن را بپذیریم. و امروزه بعید است که با توجه به اتفاقاتی که در دنیا، بخصوص منطقه آسیا می گذرد و حال و وضعی که بشر امروز پیدا کرده است، کسی نداند پیامدهای آنگونه تئوریها چیست. پس بهتر است تحلیلی از پیامدها هم ارائه کرد.

    سوم این که اگر صرفا بخواهیم واقعیتی را توصیف کرده و، بدون هیچ ارزیابی حتی اخلاقی ای، آن را پیشنهاد کنیم، این بیشتر به یک توصیه عرفی شبیه است تا یک نظریه؛ یعنی به این توصیه که دنیا اینگونه است پس ما هم باید یا بهتر است اینگونه باشیم . شاید این توجیه عرفی داشته باشد، اما یک تئوری نمی تواند باشد.

    چهارم این که درست است واقعیت دنیای امروز اینگونه است (و درست است ما در سیاستهایمان اشتباهات زیادی داریم)، اما چه کسی گفته حالا باید حتما اینطوری باشیم؟

    پنجم این که مسلما این سیاستهای روابط بین الملل در دنیا، اگرچه برای یک کشور شاید منافعی را تأمین ساخته است، برای جامعه بشری پیامدهای اسفباری داشته است؛ نمونه های آن واضح است. پیشنهاد به روی آوردن به چنین سیاستهایی، خواه ناخواه به تأیید برخی از همین پیامدها خواهد انجامید.

    ششم این که بسیاری از پیامدهای ناگزیر چنین وضعیتی در دنیا، تضییع ارزشها و حقوق انسانی است؛ چگونه میشود نظریه ها را فقط به طور ماهوی عاری از داوری ارزشی ساخت، ولی از حیث نتیجه گرایانه بی تفاوت بود. حتی اگر بشود تئوری سیاسی صرفی ارائه کرد که ابتنایی به هیچ رویکرد اخلاقی ندارد، نمی شود به پیامدهای لازم آن برای وضع بشر بی توجه بود، در حالی که بسیاری از آن صدمات صرفا بر اساس داوریهای حقوقی و ارزشی قابل ارزیابی است.

    هفتم این که چنین رویکردی یعنی تن دادن به تقسیم دنیا به دو دسته ترسو و نیازمند و گروه قدرت و غنی. آیا بشر محکوم به چنین سرنوشتی است؛ آیا خود این یک نوع داوری انسان شناختی و در نتیجه داوری ارزشی در حوزه سیاست بین الملل نیست؟!

    منصفانه این است که توجه داشته باشیم که استاد دو عنصر اساسی یعنی ترس و نیاز را مطرح کردند ،که احتمالا درست تر آن ترس و یا نیاز است، و در پیشنهادشان به مسئولین، عنصر "نیازمند کردن" را عنوان کردند. ایشان ممکن است با این کار بخواهند نشان دهند که عنصر ترس را به خاطر پیامدهایش نخواهند بپذیرند یا پیشنهاد کنند تا لازم به تأیید پیامدهایش نباشد، ولی حداقل نیازمند ساختن قابل پیگیری باشد.

    درست است؛ اما اول: آیا، تنها "نیازمند کردن"، منافعی را که استاد برای کشور در نظر می گیرند، تأمین می کند؛ دوم: آیا احترام منفعت محورِ دیگر کشورها به ما، با صرف نیازمند ساختن آنها قابل حصول می باشد؟ سوم: اگر رقابت سنگین باشد و نیاز به ایجاد ترس باشد، چه باید کرد؟ آیا باید از نیازمند کردن دست برداشته به ایجاد ترس روی بیاوریم؟! چهارم: برای نیازمند ساختن یک کشور، مسلما یکی از راههای لازم این است که از دسترسی آن کشور به پیشرفت، استقلال، حقوق و منافع مشروعش در عرصه بین الملل، ثبات و امنیت پایدار و دسترسی به سرمایه ملّی و …، جلوگیری کنیم؛ آیا این عمل به خاطر این که منافع ما را تأمین می کند، درست است؟ (بر اساس تئوریهای لیبرالی عاری از هرگونه جنبه اخلاقی وانسانی، بله؛ اما از حیث ارزشی چطور؟!) آیا اگر تن نداد، باید به ایجاد ترس متوسلّ شد؟ برای ایجاد ترس تا کجا باید پیش برویم؟پنجم: آیا پیگیری سیاست نیازمند ساختن و احتمالا در برخی موارد، ایجاد ترس، هزینه های را برای کشور نخواهد داشت؛ چقدر باید هزینه کرد؟ شاید سیاست ایجاد ترس را بشود اسماً کنار گذاشت و دنبال سیاست نیازمند کردن برای تأمین احترام به ما، رفت؛ اما به نظر می رسید در بسیاری از موارد سیاست نیازمند کردن هم مستلزم پیگیری سیاست ترس و هم مستلزم هزینه های سرپا بودن در دنیای رقابت ها بی حد و مرز، باشد.

    نمیدانم در پایان میتوانم متذکر این نکته بشوم که گاهی در ارائه نظریات و حتی نقشه راه، حداقل فعلا بر اساس ماهیت فرهنگی و بومی مان، بهتر است به تفاوتها توجّه بیشتری داشته باشیم. شاید این که نمیتوانیم مثل آنها باشیم، برای این باشد که به خاطر غلبه هنجارهای فرهنگی اجتماعی مان، نتوانیم هنوز پیامدهای آن سیاستهای بین المللی "قدرتها" را بپذیریم؛ شاید یک روزی مثل آنها شویم، اما فعلا نمی خواهیم مثل آنها باشیم. ممکن است بگویید که پس بهتر است عقب ماندگی هایتان را تحمل کنید؛ میگوییم حتی تفسیر از عقب ماندگی هم تفسیری هرمنوئیتیک و از حیث سیاسی، منفع گرایانه شده و جنبه های مختلف پیدا کرده است. ضمن این که عقب ماندگی های ما شاید به دلایل مختلف دیگر باشد که نیازی به تن دادن به تئوریهای مجرّد از هرگونه پایه های اخلاقی ارزشی نباشند.  

    در نتیجه، اگرچه نقد رفتارهای دیپلماتیک ما میتواند معقول و به جا باشد، اما تحلیل براساس تئوریهای این چنینی، معقول به نظر نمی رسد و بیشتر به ارائه یک تاکتیک شبیه است تا استراتژی، آن هم براساس دیدگاه های لیبرالی. شاید نیاز باشد پیش از این رویکردها، ابتدا لیبرالیزاسیونی صورت گیرد. ضمناً مسلما برای نیازمند کردن دیگران باید دارای استقلال، پیشرفت، همبستگی، استراتژی پویا، اقتصاد قوی، امنیت و ثبات، قدرت تولید، … باشیم. بخشی از جنگهای و تقلّاهای بین المللی و هزینه های هنگفت ما، تأمین همین عواملی است که قدرتهای مبتنی بر ترس و نیاز، بر ما تحمیل می کنند. ما داریم تلاش و مبارزه مان را میکنیم و تئاتر دیپلماسی بازی نمی کنیم که بشود اشکال آرایش و سِن ایراد کرد.

  13. ایرانی گفت:

    آقای دکتر سریع القلم , 
    بنده افتخار شاگردی شما را در  برخی سالهای نیمه اول دهه ۷۰ خورشیدی داشتم. با بسیاری از حرفهای شما در مورد اشکالات سیاست خارجی ایران موافقم , ولی  با برخی از استدلالهای شما مشکل دارم و همچنین با این گرایش  شما در این نوشتار  و برخی نوشته های دیگرتان به دیدن صرفا نیمه خالی لیوان نیز مشکل دارم. 

    این نکته را نباید از نظر دور داشت که محترم نبودن ایران در چشم قدرتهای غربی  عمدتا به دلیل تضاد منافع سیاسی جمهوری اسلامی با این قدرتهاست و نه صرفا وابستگی اقتصادی نداشتن  و نیازمند نبودن آنها به ایران است. کشورهای زیادی هستند که سهم آنها از اقتصاد بین الملل و تجارت و سرمایه گذاری متقابل با قدرتهای غربی حتی  از یک صدم سهم ایران هم کمتر است ولی بسیار هم در چشم قدرتهای غربی محترمند , چون هیچ تضاد منافع سیاسی عمده ای با آنها ندارند.  فکر نمیکنم شما با این حرف  مشکلی داشته باشید . 

    حالا باید دید برای کشوری که تضاد جدی منافع سیاسی با قدرتهای غربی دارد وابستگی متقابل و نیازمند کردن قدرتهای غربی به خود یک استراتژی موثر و کارسازی هست یا خیر . این واقعیت را باید در نظر دشت که ما در حد و اندازه کشوری مثل چین نیستیم که برای قدرتهای غربی از لحاظ مالی و اقتصادی اجتناب ناپذیر شویم و هزینه تحریممان برای آنها غیر قابل قبول باشد . دسته کم ما به این زودیها و تا دهه های نزدیک به ان جایگاه اقتصادی 
    چین در دنیا نخواهیم رسید . ما حتی  اگر در حال  حاضر  ۴۰ میلیارد دلار هم با آمریکا مبادلات اقتصادی داشتیم باز هم مانند روسیه به گفته خودتان راحت تحریم میشدیم. 

    با این فرض , برای کشوری در حد و اندازه ایران که تضاد منافع جدی هم با قدرتهای غربی دارد , وابستگی اقتصادی متقابل با این کشورها صرفا تا آستانه  محدودی میتواند اقدامات خصمانه این قدرتها با ایران را تعدیل کند و نمیتواند یک راه حل اساسی و همیشگی باشد. در عین حال باید در نظر داشت که وابستگی اقتصادی متقابل یک تیغ دو لبه هست و به همان اندازه که ممکن است به شما اهرمی برای تاثیر گذاری به طرف مقابل بدهد شما را در برابر اعمال فشار و تحریم  آنها آسیب پذیر  میکند . تصورش را بکنید اگر ایران به اندازه عربستان, که تضاد منافع سیاسی با غرب ندارد , اقتصادش به قدرتهای غربی و بقیه دنیا وابسته بود چقدر تحریمهای اقتصادی میتوانست برای ایران ویرانگر تر باشد؟!  بنابر این تا زمانی که ما تضاد منافع جدی با قدرتهای غربی داریم وابستگی اقتصادی متقابل ما به دلیل حجم نسبتا کوچک اقتصاد ایران در مقایسه با اقتصاد قدرتهای غربی بیشتر از اینکه چاره ساز باشد میتواند خطر آفرین باشد. 

    به نظر میرسد شما خودتان هم در مورد نقش مثبت یا منفی وابستگی اقتصادی متقابل و نیازمندکردن کشورهای غربی به خود هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده اید .  از یک سو گلایه میکنید که " کدام کشور و صنعت و شرکت به ما نیازمند است؟ " و از سوی دیگر واردات کالا و خدمات ایران از کشورهای اروپایی را نکوهش میکنید و میگویید "  حقیقت این است که ایران یک کشور صرفاً وارد کننده‌است. استقبال اروپایی‌ها از برجام به خاطر فروش کالا و خدمات است". مگر واردات کالا و خدمات که بخشی از ان از طریق سرمایه گذاری مستقیم خارجی صورت می پذیرد نیازمند کردن اقصاد کشورهای غربی به بازار ایران نیست ؟ وابستگی اقصادی که صرفا از طریق صادرات ما و سرمایه گذاری اقتصادی ما در ان کشورها بدست نمیاید . واردات کالا و خدمات از آنها و پذیرش سرمایه گذاری مستقیم خارجی آنها نیز به دلیل وابسته کردن بخشی از اشتغال آنها و درامد زایی شرکت های آنها  به بازار ما طبق استدلالات خود شما نوعی نیاز مند کردن هست. 

    نکته آخر اینکه  مبادلات اقتصادی تنها اهرمهای سیاست خارجی نیستند . نفوذ سیاسی, فرهنگی و قدرت نرم هم در سیاست خارجی از  اهمیت کمتری برخوردار نیستند . شما خودتان هم تلویحا این نکته را قبول دارید  که اقتصاد و مبادلات اقتصادی تنها اهرمهای چانه زنی در سیاست خارجی نیستند چون در همین یادداشتتان میگویید که "امید روسیه اینست که با تبدیل شدن به مهم‌ترین بازیگر در سرنوشت سوریه، آمریکا را در رابطه با کریمه، اوکراین، شرق اروپا، موشک‌های مستقر آمریکا در شمال شرقی اروپا و تحریم‌های اقتصادی مجبور به مصالحه کند". پس حضور نظامی و نفوذ سیاسی روسیه در سوریه به ان اهرمهایی برای چانه زنی در سیاست خارجی داده است . آیا شما نفوذ سیاسی ایران را در کشورهای خاورمیانه امروز   با قبل از انقلاب قابل مقایسه میدانید ؟ آیا این نفوذ  و عمق استراتژیک ایران در خاورمیانه صرفا با اهرمهای اقتصادی قابل دست یافتن بود ؟ چرا ترکیه با وجود اقتصاد قویتر و بزرگتر از کشور ما از قدرت تاثیر گذاری سیاسی ایران برخوردار نیست ؟  اگر ایران نفوذ  و عمق استراتژیکی  در خاورمیانه نداشت تا این اندازه فکر و ذهن سیاستمداران غربی را به خود مشغول میکرد و ان را خطری برای منافع  خود نمیدیدند ؟ آیا به دست آوردن چنین جایگاهی با روز مرگی در سیاست خارجی  و نداشتن استراتژی کلان قابل حصول بود؟  

    نکته آخر اینکه اگر ما میخواهیم در چشم قدرتهای غربی محترم باشیم و از فشارهای آنها رهایی پیدا کنیم وابستگی اقتصادی متقابل راه حل قابل اتکا و کارسازی نخواهد بود,  در این حال که بریدن و قطع ارتباط اقتصادی و علمی با کشورهای پیشرفته غربی هم  برای کشوری که میخواهد  به توسعه علمی , تکنولوژیکی و اقتصادی دست یابد عاقلانه نیست. یا باید تضاد منافع سیاسیمان  با آنها را دسته کم مدیریت کرده و تعدیل نماییم ,  یا در عین توسعه پایه های قدرت اقتصادی, سیاسی و تکنولوژیک خود, همزمان ظرفیت تحمل فشارهای اقتصادی, سیاسی و امنیتی قدرتهای غربی را در خود افزایش دهیم . 

     

     

     

     

  14. حسيني گفت:

    بله، به فرموده حافظ: تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی.

    ، وضعیت صادرات  غیر نفتی ما را که زعفران سر از بسته بندی اسپانیایی در می آورد و قس علیهذا…اضافه کنید به فرمایشات جناب سریع القلم

  15. حسيني گفت:

    بله، به فرموده حافظ: تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی.

    ، وضعیت صادرات  غیر نفتی ما را که زعفران سر از بسته بندی اسپانیایی در می آورد و قس علیهذا…اضافه کنید به فرمایشات جناب سریع القلم

  16. علی گفت:

    یکی از موضوعات اصلی که به آن اشاره نکردید (و موجب تعجب که حتی اشاره هم نکردید ) مواضع سیاسی کشور است . مواضع سیاسی ما ظرف ۴۰ سال گذشته، درست یا غلط ، در راستای نفی و مقابله با غرب و علی الخصوص آمریکا بوده است به گونه ایی که تبدیل به بخشی از هویت جمهوری اسلامی تبدیل شده. بدیهی است که کشوری را که دائما در تمام مراسم و مواضع رسمی مورد هجوم قرار می دهیم، بر پرچمش راه می رویم و آن را به آنش می کشیم، مرگش را فریاد می زنیم، سفارتش را اشغال و کارمندانش را ۴۴۴ گروگان می گیریم، مخالفانش را تجهیز می کنیم (مثل جیش المهدی در عراق به رهبری مقتدا صدر در زمان حمله آمریکا به صدام) ، در بهترین شرایط ، دائما در تلاش خواهد بود ایران را از نظر سیاسی اقتصادی در حالت ضعف و تدافعی نگه دارد. حال ازشانس ما (!) این کشور یک ابرقدرت است و لذا دامنه اثر مخالفتش گسترده خواهد بود. وقتی بین ما و او صف بندی و یارکشی شود، انتظار دارید کشورهای دنیا اکثرا کدام طرف بایستند؟ این می شود "انزوا " ، و متعاقبا همان شرایطی که شما در سوالاتتان به دنبال پاسخش هستید.

  17. عباس خنکدار گفت:

    جناب سریع القلم

    به نظر من اصلا این مواردی که مطرح کردید به تنهایی علت تحریم ها نیست. علت تتها زورگویی و زیاده طلبی امریکاست که خودش تحت سلطه سرمایه داران اسراییلی است. در واقع اگر ما بی چون و چرا تسلیم شویم و به قول امریکایی ها منافع انها را تهدید نکنیم کشور خوبی هستیم و البته امریکا به چه بهانه ای کشور های عرب را سر کیسه کند. البته ما باید به طرف خودکفایی برویم که متاسفانه فقط داریم جیب همدیگر رو خالی می کنیم و

  18. اکبرقهرمانی خوااه گفت:

    باسللام و درود

    اساس یک مملکت حفظ سرزمین و مرزهای جغرافیایی نیست بلکه شکوه و عظمت و قدرت یک ملت حضور درتمام عرصه ها ی  بین المللی است

    پیشنهاد اینجانب جهت آغاز مسیر قدرت 

    با حمل و نقل شروع کرد چون ایران بزرگی پلی از غرب به شرق و با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی تبدیل به پلی ازجنوب به شمال هم شده که هم از لحاظ استراتژی و از لحاظ قدرت و ثروت بسیار قابل توجه و با علم و سرعت عمل باید اقدام کرد .

    باتوجه به آرزوی دیرینه روسیه برای رسیدن به اب های آزاد و توجه به نبودن افغانستان و پاکستان در صحبت های اخیر آمریکا و سرمایه گذاری تاجیکستان و ترکمنستان و افغانستان وموافقت پاکستان جهت تغییر راه ابریشنم وو راه اندازی خط ترانزیت پاکستان افغانستان تاجیکستان و.  ….

    و تاجیکستان را بدلیل مرکز خط ترانزیت (شاهراه اصلی) که چین و آسیای مرکزی و روسیه با استفاده از دریای خرر صاحب قدرت و ثروت بی نظیر میکند.

    پس در آغاز از حمل و نقل شروع کنیم.

    مامیتوانیم

  19. پاکمهر گفت:

    جناب سریع القلم

    با سلام

    لطفا پاسخ این مقاله را از زبان جناب محسن رضایی بشنوید بد نیست که سیاست خارجی کشور به دست چه تفکر و چه کسانی است:

    مشکل مدیریت کشور، غربزدگی است.

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت گفت: "فرماندهان ایرانی بعنوان مستشار نظامی در سواحل مدیترانه دشمن را از مرزهای کشور دور کرده‌اند."

    به گزارش فارس، سرلشکر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام طی سخنانی در همایش مدیریت جهادی و امنیت ملی، «مدیریت جهادی» را معادل با «انقلاب اسلامی» دانست و گفت: "طی صد سال اخیر ملت ایران به جنب و جوش افتاده و تحولی در مردم ما بوجود آمده و سرمنشا این جنب و جوش، امنیت بوده است."

    رضایی افزود: "مسیری که تا امروز در انقلاب آمدیم تلخی و شیرینی و پیروزی و شکست داشته‌است و وقتی مطالعه می‌کنیم که کجاها شکست خوردیم، می‌رسیم به کلید گمشده یعنی مدیریت اسلامی."

    وی ادامه داد: "هرجا مدیریت اسلامی در قالب مدیریت جهادی تحقق پیدا کرده پیشرفت‌های ما خارق‌العاده بوده و این در بعد دفاع و امنیت و سیاست نمود داشته است."

    فرمانده اسبق سپاه خاطرنشان کرد: "فرماندهان ما بعنوان مستشار نظامی در سواحل مدیترانه دشمن را از مرزهای کشور دور کرده‌اند و دو هزار کیلومتر آن طرف‌تر توان عملی خود را در یک مواجهه آشکار در مقابل صهیونیست‌ها و ترکیه که آخرین فناوری‌هایش را از پنتاگون می‌گیرند، برتری خود را در سلاح و تاکتیک و راهبرد نشان داده‌اند."

    رضایی گفت: "موشک‌های ایران از مرز دوهزار کیلومتر عبور کرده و اهداف را با ١۵ تا ۳۰ متر خطا هدف قرار می‌دهد."

    وی دلیل این موفقیت‌ها را "تکیه بر مدیریت جهادی" عنوان کرد و اظهار داشت: "با این تفاسیر باید ببینیم در اقتصاد کجا هستیم؟"

    رضایی تصریح کرد: "انقلاب اسلامی بدون مدیریت جهادی امکان ندارد و اقتصاد و فرهنگ برای پیشرفت، نیازمند مدیریت جهادی است."

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: "باید همه گروه‌ها و جریان های کشور تصمیم جدی بگیرند که آنچه خود داریم از غریبه تمنا نکنیم و نقطه آغازین این تحول نیز بازگشت به ارزش‌های انقلاب و کار برای خدا و ولایت پذیری و تقواست."

    رضایی افزود: "برخی افراد جهادی هستند ولی نمی‌توانند سازمان خود را جهادی کنند لذا مدیریت جهادی و سازمان جهادی لازمه اش محیط و فضای جهادی است و شاید یک فرمانده لشکر نتواند سازمانش را جهادی کند بلکه باید مدیریت راهبردی جهادی صورت گیرد."

    وی ادامه داد: "مشکل ما در مدیریت کشور، عدم توجه به راه خداست که یک رقیب سرسخت دارد بنام غربزدگی."

    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه «ثمره مدیریت جهادی موشک است و ثمره مدیریت غربی خودروی ملی» تصریح کرد: "ثمره راه خدا و مدیریت جهادی می‌شود موشک‌هایی که داریم و ثمره مدیریت غربی می‌شود خودروی ملی. "

     

  20. Mohamad گفت:

    سلام

    واقعا متأسفم با این طرز فکرتون

    چطور در زمان شاه ایران مورد علاقه غرب و صهیونیست بود ولی الان مورد علاقه دنیا نیست

    مگر میشه دنیا به ما احتیاج نداشته باشه؟؟؟

    با یک سرچ ساده میتونید ببینید شرکت های بزرگ دنیا مدیر های ایرانی دارن…..(گوگل-ناسا-مایکروسافت_….)

    چرا شرکت های امریکایی نسبت به قانون ترامپ اعتراض کردن؟؟

    مشخصه چون مدیرانشون که ایرانی هستن دیگه نمیتونن برگردن به امریکا و این فاجعه ای بود برای شرکت های غول پیکر

    حرف زیاد است جناب اقای سریع القلم ولی نمیشه گفت

    • سپیدار گفت:

      بهتره شما برای خودت متاسف باشی و بدونی که با چه   شخصیتی داری اینطور صحبت میکنی و حدود خودت رو رعایت کنی مطمئن هستم که هیچ حرف دیگه ای برای گفتن نداری والا از گفتن آن ابایی نداشتی و این حرفت که مطلب زیاده ولی نمیشه گفت فقط به این دلیله که حرف خاصی برای گفتن نداری 

    • سپیدار گفت:

      جناب محمد.. بهتره شما برای خودت متاسف باشی و بدونی که با چه   شخصیتی داری اینطور صحبت میکنی و حدود خودت رو رعایت کنی مطمئن هستم که هیچ حرف دیگه ای برای گفتن نداری والا از گفتن آن ابایی نداشتی و این حرفت که مطلب زیاده ولی نمیشه گفت فقط به این دلیله که حرف خاصی برای گفتن نداری 

  21. محبوبه سرجویی گفت:

    کاملأ درسته و موافقم که ایران باید قدرت منطقه باشه چه سیاسی وچه اقتصادی,ما تجربه تلخی در ۸ سال جنگ تحمیلی داریم ,اما در مورد اقتصاد: باید  واردات رو محدود کنیم 

  22. اقبال گفت:

    گل گفتی آقای دکتر 

    متاسفانه بزرگترینمشکل ما اینه کا همش دنبال منافع شخصی هستیم و کسی به فکر منافع ملی نیست

  23. پارسا گفت:

    استاد سریع القلم گرامی

    همه دغدغه های شما و آسیب شناسی تان از علل توسعه نیافتگی و …. نشان از سلامت نفس و فضیلت و صداقت در اندیشه و عمل شما دارد  اما به نظر من اگرر دنبال علت العلل گرفتاریها و مصائب جامعه باشیم و بتوانیم در تحلیل خود اندکی از تفکر محض تاریخی یا فرهنگی یا سیاسی و یا اقتصادی فاصله بگیریم و در پی تشخیص ریشه اصلی    مشکلات پیچیده  کشور برآنیم به یک مبدا واحد میرسم من تاکیدم بر مبدا واحد همه ناکامی ها بسیار جدی است سالها در این زمینه تحقیق و بررسی کردم و بین یافته های خودم در ایران و یافته های دارون عجم اوغلو در کتاب چرا کشورها شکست می خورند مشترکات خاصی پیدا کردم 

    مبنای تصمیمات کلان در همه کشورها به ویژه در روابط خارجی "منافع ملی" است ولی در ایران "منافع نظام" و تمام کشورها برای بهره مندی بیشتر از فرصت های جهانی با چنگ و دندان تلاش و رقابت می کنند تا سهم بیشتری از منافع را نصیب کشور خود کنند ولی ما منابع و ثروت کشور را با زور و تهدید و اغفال و … از مردم میگیریم و برای کشور یا گروههایی که تعلقات ایدئولوژیکی دارند و منافع ایدئولوژیک و جاه طلبانه نظام را بیش از شهروند ایرانی تامین می کنند هزینه می کنیم

    این ساختار حکومتی که شهروندان یا گروه های خاص خارجی را به دلیل سرسپردگی و … بر آحاد جامعه خود که ، هویت و حیات خود را مدیون آنهاست  ترجیح دهد  در همه تجارب نظام های سیاسی تاریخی و معاصر استثنا است

    و با این توصیف تا زمانی که منافع نظام با منافع ملی همسو نباشد در بر همین پاشنه خواهد چرخید و با وصله و پینه که در قالب سیاستگذاری ها و برنامه های توسعه و بودجه های سنواتی بر پیکر اقتصاد زده می شود کشور در مسیر توسعه قرار نخواهد گرفت

    ممنونم که این متن را تا آخر با تامل مطالعه کردید

     

  24. جعفر صفیاری گفت:

    با سلام خدمت آقای دکتر پیشنهاد میکنم مطالب و متون شما که  طرفداران بیشماری دارد

    و در تلگرام بسرعت بین مردم و علاقه مندان شما پخش میشود

        و مطالب ومقالات شما را دنبال میکنم .وبنده هم از طرفداران شما میباشم

    در تلگرام بیشتر مطلب بگذارید

  25. احمد گفت:

    مطلب عالمانه ای است.

    اما من پاسخ یک کلمه ای دارم ودوست داشتم درآخر مقاله به به عنوان جمعبندی به آن اشاره می کردید.

    س: چراماراحت تحریم می شویم؟

    ج: چون زبان مان پرکارتر ازعقل مان است.همین!

  26. علیرضا سلیمانی گفت:

    دقیقا به موضوع خوبی اشاره شده است ولی متاسفانه ما ایرانیها علیرغم مشکلات فروانی که با جامعه بین الملل که نشات گرفته از اخلاق خودمان که غروری کاذب است داریم حاظر به کوتاه امدن نیستیم و این مشکلات و این نوع رفتار که در مسئولین ما و به نوعی جوانان ما که نسلهای اینده مدیریتی هستند نهادینه شده است وقتی کشورهای عربی را میببنم احساس غربت میکنم ما حتی در ایران به خودمان احترام نمیکذاریم چطور میتوانیم جاذبه داشته باشیم یونهای وجودی مردم ما ازدافعه پر سده است افسوی

  27. کرمان گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی

    ایجاد قدرت, شوکت و نیازمند کردن دیگران به خودمان اقضائاتی دارد که این اقتضائات درون همان استراتژی میگنجد. وقتی نوع فرهنگ ما به گونه‌ای است که کار و تلاش را ببخشید خر کاری میدانیم, وقتی بازیگران فیلم های طنز ما همه بیکاری و علافی را تشویق می‌کنند, این نشان ازین دارد که ما برای تولیدکنندگان از یک طرف و سیاستگذاران ما از سمت دیگر برای نیازمند کردن نیروی انسانی داخلی به محصولات داخلی استراتژی ندارند, آیا انتظار داشتن استراتژی در ارتباط با کشورهای دیگر چگونه توجیح میشود؟وقتی ددانش آموزان ما در مقطع ابتدایی مدرسه را زندانی میدانند که چیزی به آنها یاد نمیدهد, و خوشحالی که از تعطیلی مدارس دارند بیش از تصور است, و… آیا پتانسیل و مولفه قدرتی شکل میگیرد یا باقی میماند که بخواهیم برای نیازمند کردن دیگران بکار گیریم!

  28. علیرضا سمساریلر گفت:

    جناب آقای سریع القلم ممنون که به مصادیق میپردازید و صریح و روشن مصائب و مشکلات را بیان میفرمائید ولی ارائه طریق و راه حل مشکلات نیز به اندازه فهم مشکلات سخت است و از عهده هر کسی بر نمیاید بعنوان پشتگرمی و قوت قلب  و اینکه آیا امکانی و راهی برایبرون رفتن از این شرایط و قرار گرفتن در مدار مطلوب وجود دارد یا خیر  چون واقعا" اغلب مردم در بلاتکلیفی و نگرانی بسر میبرند و واقعا"  نیاز به دلگرمی و امیدواری احساس میگردد که متاسفانه متولیان امکان اینکار را ندارند و بدتر با شعارها و فحاشیها و سخنان نا سنجیده دلسردی بیشتری را به جامعه تزریق و تحمیل میکنند.

    با سپاس و تشکر. پایدار باشید.

  29. مختار گفت:

    سلام.

    جناب آقای دکتر بنده با نظرات حضرتعالی موافقم.ولی ما هنوز درگیر مشکلات ساختاری خودمان هستیم.اگه قصد داشته باشیم با دنیا در روابط متقابل باشیم باید اصول مدیریت کشور رو درست کنیم. هنوز ما ایرانیان به اجماع فکری نرسیدیم هنوز مشکلات فکری اجازه بررسی روابط بین‌الملل رو به ما نمی دهند.ما واقعا در کجا این منظور شمسی هستیم؟ هنوز فضای فکری جامعه مبنای مبارزه و نابودی یکدیگر رو در بین مردم رواج میدهد.برای توسعه کشور باید مبنای رقابت رو بین مردم وجود داشته باشد چرا که این مبنا باعث عشق و کار کردن برای کسب منافع ملی میشود.ولی کشور ما هنوز این فضای فکری در کشورمان وجود ندارد.

    واقعا آقای دکتر چه مشکلی در کشور وجود داره؟به خدا بنده دارم دیق میکنم از دست عدم توسعه کشور.

    بنده به نظرات حضرتعالی عقیده دارم ولی ما  تا کی باید منتظر توسعه کشور باشیم؟ 

    ممنونم از شما آقای دکتر.کاش بنده هم مثل حضرتعالی باسواد و تحصیلکرده بودم.بنده دارم در زمینه توسعه کشور واقعا کار میکنم.لطفا به بنده کمک کنید.

  30. mahmood گفت:

    استاد گرامی. اصلی ترین مبنای این نوشته شما نادرست است. بسیاری کشورها هستند که کسی به آنها نیازی ندارد و کسی هم این قدر در موردشان بد نمی گوید .

  31. درسا گفت:

    البته ی مسئله خیلی مهمتر تو این نوشته فراموش شده و اون اینکه متاسفانه ایران قدرت و امتیازی برای این تبادل و حضور نداره چون ب جای توانمند کردن خود و شهروندانش در زمینه های مختلف تا جایی ک تونسته پول نفت رو خرج کرده اونم اکثرا به جیب یک سری افراد و نهادهای خاص و در مقابل نسبت ب  افراد و گروه های مستعد بی توجهی شدید و حتی درصدد از بین بردنشون هم بوده و 

  32. علی گفت:

    سلام

    مانند همیشه عالی. ولی کو گوش شنوا؟

  33. پرویزی گفت:

    بسیار عالی استاد…کاش شما امثال شما کشور رو میچرخوندید…به عنوان دانشجوی ارشد علوم سیاسی کیف میکنم از نوشته هاتون

     

     

  34. احمد گفت:

    سوال: آیا با وجود اسرائیل ایران امکان رشد و رسیدن به موقعیت «قدرت منطقه ای» خواهد داشت یا اسرائیل همه چیز را برای خود می خواهد؟

    سوال ۲: آیا بدون تضعیف یا نابودی اسرائیل، ایران می تواند قدرت منطقه ای بشود؟

    سوال ۳: آیا با تعارف می توان قدرت منطقه ای شد؟ یا این نیاز به بسط نفوذ اقتصادی و نظامی و سیاسی در میان ملتهای منطقه است؟

     

  35. آرام الف گفت:

    متاسفانه ما در امور فردی و اجتماعی مختلفی دچار ساده انگاری و بی برنامگی بوده و بسیاری از موثرین و بسیاری از مدعیان اداره امور در فضاهایی شدیدا دور از واقعیت سیر میکنند. از اتفاقات واقعی داخل جامعه و نیازهای جدی ایجاد شده بی اطلاعند و وقتی هم مطلع میشوند قادر به تحلیل و تغییر دیدگاه و تصمیمات خود نیستند. فقط با یک ابزار میخواهند همه مسایل را پاسخ دهند. این نشدنیست و فاجعه آمیز خواهد شد. بگذریم که استراتژی توان پیش بینی روندهای آتی و تدوین سناریوهای مختلف برای هریک از شرایط محتمل را میخواهد 

  36. پویا گفت:

    بله فقط نیازهاست که شکل دهنده نوع روابط هستند حتی در موارد فردی نیازهاست که دوستی ها ، نزدیکی هاو دوری ها و صمیمیت ها رو تعریف میکنه بقیه حرفها توهمه برای مرکز بودن باید قابلیت های مرکزیت رو بدست آورد تا بقیه امور خودش رو با این مرکز منطبق کنه نه اینکه فقط یک تعریف و توقع غیرعقلانی باشه که در نمود بیرونی آنهم هیچ اتفاقی نمیفته جز انزوا و تبعات آن . در.د بر شما آقای دکتر

  37. مرتضی یوسفی طهارم گفت:

     

     

    درود و سپاس فراوان  

  38. ناصرعمران گفت:

    دکترعزیز تنها باورود درتوسعه افتصادی  باانسجام درعزم ودرباور ودرسیاست ودراستراتژی های اقتصادی بعنوان اولویت اول می توان دراین مسیر قدم نهاد

  39. ابوذر گفت:

    بسیار عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
29 × 29 =


کپی بردای از مطالب سایت با درج نام و لینک منبع بلامانع است-تمامی حقوق محفوظ است